تبلیغات
ƥîḗℭḕ Ờƒ ⱮïņḎ - frenemies (1
The world is quiet here

frenemies (1

چهارشنبه 24 تیر 1394 06:44 ب.ظ

نویسنده : NotCarmen
ارسال شده در: kiana ،

http://s6.picofile.com/file/8200659176/Capture.PNG

✗قسمت اول به قلم کیانا

✗با توجه به توضیحاتی که دادیم  هر قسمت 2 دفعه انتشار

✗میشه

✗برین ادمه

.

.

.



یه سال دیگه
 مدرسه ... خدااااااااااااااا
نیم ساعت مونده بود به روز اول و همونطور

که تو آیینه بغلای ماشین زل زده بود

داش با خودش فک میکرد که باید لاغر کنه ...

پارسال این موقع تو چه وضعیتی بود ؟ اعصابش خورد شده بود و چون

دوستای صمیمیش از اون مدرسه رفته بودن عینه اینکه 

افتاده تو یه زندون انفرادیه مسخره که کم کم

امیدوار بود میشه با سیاست زندان جو یه کوچولو عوض شه

 ماشین وایستاد . پیاده شد و آخرین بار به آینه نگا کرد

و اون حالت "من یه دختر شادم" اش رو پوشید و رفت پیش بقیه تو کلاس .
------------------------------------------------------------------------------------------
خب . عینه همیشه تو کلاس  . هنوز خانم نیومده بود که شروع کرد

به "یه نگاهی انداختن " خب تا حالا که یه 5 - 6 تا بچه جدید داشتن .

داش یه نگاهی مینداخت که یهو چشش افتاد به یه دختر . مسلمانا جدید بود .

فقط از چشماش و حالتاش نفرت و تنهایی می بارید .

یه طوری پلک میزد که قشنگ تابلو بود که از این دخترای لوس و عشق صورتیه ضد حاله .

فقط با یک نگاه هر دو از هم متنفر شدن و فک میکردن که "مثلا" طرفو کاملا شناختن

و یه درصدم احتمال نمی دادن که ممکنه اشتباه کرده باشن . عجب اخلاق بچه گونه ای

خلاصه

داش با خودش فک میکرد چقد این دختره ضایع و ضد حاله

که بغل دستیش بیتا V زد به شونش و گفت : کیانا،خانم اومد .
----------------------------------------------------------------------------------------
یکی از بد ترین معلم زبانای مدرسه . چه شانسی .

خانم :یه نفر بیاد خودشو به کلاس معرفی کنه .  کیانا! پاشو بیا.

کیانا همونطور که تو دلش لعنت میفرستاد که اینقد تو کلاس واسه این

یارو انگلیسی بلبل زبونی کرده بود پا شد رفت جلو کلاس.

خب . چی بگم ؟
از بس بدش میومد از این حرفا . هلو آیم فلانی . آیم فلان یرز اولد و اینا

از همه چیز بچه گونه تر بود و کیانا می دونست که خانم همینو میخواست .

یه چند جمله که گفت دیگه از خجالت تقریبا ترکید از خنده و گفت

: آقا همه منو میشناسن دیگه.

و می خواست یه بهونه بیاره که بره بشینه

خدا می دونه  اون صورتیه چجوری  همینطور چپ چپ نگاه میکرد

ولی خب که چی ؟ اون که میدونست هرگززززززززززززززززززز باهاش دوست نخواهد بود
------------------------------------------------------------------------------------
هفته ی دوم

چرا این دختر صورتیه این جوریه ؟ هم total drama دیده و عاشقه

کریسه و وب داره از یه طرف صورتیم هس .

یه چیزی درس از آب در نمیاد . زنگ که خورد پا شد رفت پیشش .

-وااای من نمیخوام برم ! چرا پاهام همینطوری را افتادن واسه خودشون ؟

کم کم همه داشتن از کلاس می رفتن بیرون

- ته تهش ازش بدم میاد دیگه چه فرقی میکنه ؟

به دختره رسید . دستشو یهو از تو هوا گرقت و گفت : بیا .

 تو کمتر از یه ثانیه به حیاط رسیده بودن و کیانا یهو دستش و ول کرد .

کیانا گفت : خب یکم جو بازجویی بدیم

دختره رو نشوند رو یه صندلی

-نام؟

ـصدف

ـکیانا .
اسمم خیلیییییییییییی گنده یعنی یه درصدم به شخصیتم نمیخوره .

یاد این دختر صورتی نق نقو ا میوفته آدم .رنگ؟
-زرد

-فک کردم الان حتما میگی ... بیخیال من بنفش . شیرینی ؟

-کاپ کیک

یکم شروع کرده بودن حرف زدن که یهو دختره پرسید

- تو که اینقد از صورتیو اینا متنفری جریان این هلو کیتی یه چیه ؟

- آقا ما یه دفعه پارسال اینو واسه زبان آوردیم از اون موقع همه هر روز میگن

کتابتو بیار تست دوستی بدیم .

-عه ... عجب . یه لحظه یه چیز دیگه فک کردم

-بیخود کردی :) خدا نکنه . من طفلکو چه به این چیزا . خخخ

البته منم فک میکردم توام حتما از این دختر لوسایی که همش واسه

ملت باکلاس بازی در میارن

- عجب آدمیه ها...

.

.

.

نظراتونو بگین


دیدگاه ها : -ثابت
آخرین ویرایش: جمعه 26 تیر 1394 07:30 ب.ظ